خرید بک لینک
تو شدی جسم و جان من....

گل مهربان من...

تو شدی بهار من...

من به تو دل دهم که چون....

برسم به قلب تو....

بشوم فدای تو......

برچسب: نویسنده: نگار رستمی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 4:40

ميدونه كه تو دلم چه خبره... مگه ميشه ندونه؟؟؟؟ ميگه سرسنگين شدي... شدم؟؟؟ نه.... فقط اين نوع رفتارم هموني هست كه تلاش ميكرد باشم...مطمئنم مثل قبلم بشم باز پشيمون ميشه....اين رفتارم نتيجه ي يه جنگ بزرگ

برچسب: نویسنده: نگار رستمی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 4:40

دلم عميقاً و شديدا براش تنگ شده...ديروز دچار يه سوءتفاهم شد كه فرصت نشد براش توضيح بدم كه داره اشتباه ميكنه و اونطوري كه فكر ميكنه نيست.... دلتنگشم...باز قبلنا استوري ميذاشتم ميديد ... همين كه ميديدم

برچسب: نویسنده: نگار رستمی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 4:40

فقط خدا ميدونه چقدرررر دلتنگم....

خيلي وحشتناك دلم تنگ شده...

خدايا خودت آرومم كن...

قلبم داره از جاش كنده ميشه...

خدايا چمه؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: نگار رستمی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 4:40

کسی رو از دست دادم که عاشقم نبود....دوستم نداشت....کسی رو از دست دادم که لحظه هاش برای من نبود....دلش برام تنگ نمیشد.....بهم فکر نمی کرد.....همیشه به فکر رفتن بود....به فکر نبودن......به فکر اینکه خدا

برچسب: نویسنده: نگار رستمی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 4:40

سال نو ... حال نو...سال نو مبارک... سال نو عزیز دلم مبارک....امروز بعد از 5 روز دیدمش.....دلم برای صداش ...برای صورت ماهش....برای چشمای نازنینش....برای دستاش......برای وجودش تنگ شده بود.....دیشب با ذوق خوابیدم ... مثل بچ

برچسب: نویسنده: نگار رستمی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 4:40

........................................................................................................................................................................................................

برچسب: نویسنده: نگار رستمی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 4:40

صفحه بندی